das Durchfließen

Aussprache: /dʊʁçˈfliːsn̩/
Worttrennung: Durch·flie·ßen
اسم

عبور کردن (از رودخانه)، جاری شدن (در ناحیه)

Bedeutungen

1

جاری شدن یا عبور کردن مایعات، گازها یا انرژی از میان یا درون یک فضا، ماده یا ناحیه.

  • Das Durchfließen des Wassers durch den Filter reinigt es von Verunreinigungen.جاری شدن آب از میان فیلتر، آن را از ناخالصی‌ها پاک می‌کند.
  • Die Untersuchung des Durchfließens von Blut durch das Herz ist wichtig für die Diagnose.بررسی عبور خون از قلب برای تشخیص بیماری مهم است.
  • Das Durchfließen der Luft durch die Lüftungsschächte sorgt für frische Luft im Gebäude.جاری شدن هوا از میان کانال‌های تهویه، هوای تازه را در ساختمان تأمین می‌کند.