der Durchgang
گذرگاه، راهرو، عبور، مرحله
Bedeutungen
1
فضایی که امکان عبور از جایی به جای دیگر را فراهم میکند؛ راهرو، دالان.
- Der Durchgang zum Garten ist durch Pflanzen blockiert.گذرگاه به باغ توسط گیاهان مسدود شده است.
- Bitte halten Sie den Durchgang frei für Notfälle.لطفاً گذرگاه را برای موارد اضطراری باز نگه دارید.
- Wir fanden einen geheimen Durchgang hinter dem Bücherregal.ما یک گذرگاه مخفی پشت قفسه کتاب پیدا کردیم.
2
عمل عبور کردن از یک مکان، زمان یا وضعیت؛ گذر.
- Der Durchgang durch die Prüfung war schwierig.عبور از آزمون دشوار بود.
- Wir warten auf den Durchgang der Jahreszeiten.ما منتظر گذر فصلها هستیم.
- Der Durchgang von der Kindheit ins Erwachsenenalter ist eine große Veränderung.گذار از کودکی به بزرگسالی یک تغییر بزرگ است.
3
مرحله یا دوره زمانی در یک فرایند یا توسعه.
- Dies ist nur ein vorläufiger Durchgang; wir müssen noch viel tun.این فقط یک مرحله مقدماتی است؛ ما هنوز کارهای زیادی داریم.
- Der Durchgang durch die Verhandlungen war langwierig.مرحله مذاکرات طولانی بود.
- Wir befinden uns in einem kritischen Durchgang der Projektentwicklung.ما در یک مرحله حساس از توسعه پروژه هستیم.