der Durchgang

Aussprache: /ˈdʊʁçɡaŋ/
Worttrennung: Durch·gang
اسم

گذرگاه، راهرو، عبور، مرحله

Bedeutungen

1

فضایی که امکان عبور از جایی به جای دیگر را فراهم می‌کند؛ راهرو، دالان.

  • Der Durchgang zum Garten ist durch Pflanzen blockiert.گذرگاه به باغ توسط گیاهان مسدود شده است.
  • Bitte halten Sie den Durchgang frei für Notfälle.لطفاً گذرگاه را برای موارد اضطراری باز نگه دارید.
  • Wir fanden einen geheimen Durchgang hinter dem Bücherregal.ما یک گذرگاه مخفی پشت قفسه کتاب پیدا کردیم.
2

عمل عبور کردن از یک مکان، زمان یا وضعیت؛ گذر.

  • Der Durchgang durch die Prüfung war schwierig.عبور از آزمون دشوار بود.
  • Wir warten auf den Durchgang der Jahreszeiten.ما منتظر گذر فصل‌ها هستیم.
  • Der Durchgang von der Kindheit ins Erwachsenenalter ist eine große Veränderung.گذار از کودکی به بزرگسالی یک تغییر بزرگ است.
3

مرحله یا دوره زمانی در یک فرایند یا توسعه.

  • Dies ist nur ein vorläufiger Durchgang; wir müssen noch viel tun.این فقط یک مرحله مقدماتی است؛ ما هنوز کارهای زیادی داریم.
  • Der Durchgang durch die Verhandlungen war langwierig.مرحله مذاکرات طولانی بود.
  • Wir befinden uns in einem kritischen Durchgang der Projektentwicklung.ما در یک مرحله حساس از توسعه پروژه هستیم.