der Durchgangswagen

Aussprache: /ˈdʊrçɡaŋsˌvaːɡn̩/
Worttrennung: Durch·gangs·wa·gen
اسم

واگن عبوری (قطار)

Bedeutungen

1

واگنی در قطار که امکان عبور و مرور مسافران بین واگن‌های دیگر را فراهم می‌کند؛ معمولاً واگن‌های انتهایی یا میانی قطارهای طولانی.

  • Wir saßen in einem Durchgangswagen, um leichter ein- und aussteigen zu können.ما در یک واگن عبوری نشسته بودیم تا بتوانیم راحت‌تر سوار و پیاده شویم.
  • Der Schaffner kontrollierte die Tickets im Durchgangswagen.متصدی قطار بلیط‌ها را در واگن عبوری بررسی کرد.
  • Der Durchgangswagen war besonders voll.واگن عبوری به طور خاص شلوغ بود.