der Durchlass
گذرگاه، معبر، راه عبور
Bedeutungen
1
فضایی که امکان عبور یا عبور دادن چیزی را فراهم میکند، مانند یک تونل، کانال یا شکاف.
- Der schmale Durchlass unter der Brücke war für Boote gedacht.گذرگاه باریک زیر پل برای قایقها در نظر گرفته شده بود.
- Wir mussten durch einen engen Durchlass im Zaun kriechen.ما مجبور شدیم از یک معبر تنگ در حصار بخزیم.
- Der Durchlass für das Wasser war verstopft.راه عبور آب مسدود شده بود.