die Durchlöcherung
سوراخ کردن، سوراخشدگی، ایجاد سوراخ
Bedeutungen
1
فرایند یا نتیجه سوراخ کردن چیزی؛ ایجاد یک یا چند سوراخ در یک ماده یا سطح.
- Die Durchlöcherung des Materials war für die Belüftung notwendig.ایجاد سوراخ در ماده برای تهویه ضروری بود.
- Die Durchlöcherung der Käsesorte verleiht ihr ihren charakteristischen Geschmack.سوراخشدگی این نوع پنیر، طعم مشخصه آن را ایجاد میکند.
- Die Maschine ermöglicht eine präzise Durchlöcherung von Metallplatten.این دستگاه امکان سوراخ کردن دقیق صفحات فلزی را فراهم میکند.