die Durchlöcherung

Aussprache: /ˈdʊʁçˌlœçəʁʊŋ/
Worttrennung: Durch·lö·che·rung
اسم

سوراخ کردن، سوراخ‌شدگی، ایجاد سوراخ

Bedeutungen

1

فرایند یا نتیجه سوراخ کردن چیزی؛ ایجاد یک یا چند سوراخ در یک ماده یا سطح.

  • Die Durchlöcherung des Materials war für die Belüftung notwendig.ایجاد سوراخ در ماده برای تهویه ضروری بود.
  • Die Durchlöcherung der Käsesorte verleiht ihr ihren charakteristischen Geschmack.سوراخ‌شدگی این نوع پنیر، طعم مشخصه آن را ایجاد می‌کند.
  • Die Maschine ermöglicht eine präzise Durchlöcherung von Metallplatten.این دستگاه امکان سوراخ کردن دقیق صفحات فلزی را فراهم می‌کند.