der Durchschlag

Aussprache: /ˈdʊrçˌʃlaːk/
Worttrennung: Durch·schlag
اسم

کپی (با کاربن)، رونوشت؛ آبکش، الک

Bedeutungen

1

یک کپی از یک سند که با استفاده از کاغذ کاربن یا روش‌های مشابه ایجاد شده است.

  • Bitte machen Sie einen Durchschlag von diesem Brief für meine Unterlagen.لطفاً یک کپی از این نامه برای پرونده‌های من تهیه کنید.
  • Der Durchschlag des Dokuments ist für die Archivierung bestimmt.رونوشت این سند برای بایگانی در نظر گرفته شده است.
  • Ich habe den Durchschlag des Vertrages unterschrieben.من کپی قرارداد را امضا کردم.
2

وسیله‌ای سوراخ‌دار برای جدا کردن مواد جامد از مایعات یا مواد ریز از درشت؛ آبکش یا الک.

  • Sie benutzte einen feinen Durchschlag, um das Mehl zu sieben.او از یک آبکش ریز برای الک کردن آرد استفاده کرد.
  • Der Durchschlag im Sieb war zu groß für feines Pulver.سوراخ‌های آبکش برای پودر ریز خیلی بزرگ بود.
  • Wir brauchen einen Durchschlag, um die Nudeln abzugießen.ما برای آبکش کردن ماکارونی به یک آبکش نیاز داریم.