der Durchschnittsertrag

Aussprache: /ˈdʊɐ̯çʃnɪt͡sˌɛɐ̯traːk/
Worttrennung: Durch·schnitts·er·trag
اسم

بازده متوسط، محصول متوسط

Bedeutungen

1

میزان سود، محصول یا بازدهی که به طور میانگین در یک دوره زمانی یا از یک منبع خاص به دست می‌آید.

  • Der Durchschnittsertrag pro Hektar hat sich verbessert.بازده متوسط در هر هکتار بهبود یافته است.
  • Die Investition hat einen stabilen Durchschnittsertrag erzielt.این سرمایه‌گذاری بازده متوسط پایداری را به دست آورده است.
  • Der Landwirt hofft auf einen guten Durchschnittsertrag in diesem Jahr.کشاورز امیدوار است امسال محصول متوسط خوبی داشته باشد.