der Durchschnittsgewinn

Aussprache: /ˈdʊrçʃnɪtsɡəˌvɪn/
Worttrennung: Durch·schnitts·ge·winn
اسم

سود متوسط، میانگین سود

Bedeutungen

1

میزان سودی که به طور متوسط در یک دوره زمانی مشخص یا برای هر واحد محصول/خدمت به دست می‌آید.

  • Der Durchschnittsgewinn pro Kunde ist im letzten Quartal gestiegen.میانگین سود به ازای هر مشتری در سه ماهه گذشته افزایش یافته است.
  • Die Analyse zeigt einen stabilen Durchschnittsgewinn des Unternehmens.این تحلیل، میانگین سود پایدار شرکت را نشان می‌دهد.
  • Wir hoffen, den Durchschnittsgewinn durch Kostensenkungen zu erhöhen.ما امیدواریم با کاهش هزینه‌ها، سود متوسط را افزایش دهیم.