das Durchschnittsjahr

Aussprache: /ˈdʊrçʃnɪt͡sˌjaːɐ̯/
Worttrennung: Durch·schnitts·jahr
اسم

سال متوسط، سال معمولی

Bedeutungen

1

یک سال که ویژگی‌های آن (مانند آب و هوا، تولید، یا رویدادها) نزدیک به میانگین یا حالت عادی است.

  • In einem Durchschnittsjahr liegt die Niederschlagsmenge bei etwa 800 Millimetern.در یک سال معمولی، میزان بارش حدود ۸۰۰ میلی‌متر است.
  • Die Ernteerträge schwanken stark, aber dies war ein gutes Durchschnittsjahr.محصولات برداشت شده به شدت نوسان دارند، اما امسال یک سال متوسط خوب بود.
  • Für statistische Vergleiche wird oft das Durchschnittsjahr als Referenz genommen.برای مقایسه‌های آماری، اغلب سال متوسط به عنوان مرجع در نظر گرفته می‌شود.