die Durchschnittslänge

Aussprache: /ˈdʊrçʃnɪtsˌlɛŋə/
Worttrennung: Durch·schnitts·län·ge
اسم

طول متوسط

Bedeutungen

1

میانگین طول مجموعه‌ای از اشیاء یا اندازه‌گیری‌ها؛ طول محاسبه شده با جمع کردن تمام طول‌ها و تقسیم بر تعداد آن‌ها.

  • Die Durchschnittslänge der hier wachsenden Bäume beträgt etwa 20 Meter.طول متوسط درختانی که در اینجا رشد می‌کنند حدود 20 متر است.
  • Die Studie ergab eine Durchschnittslänge von 1,75 Metern für erwachsene Männer in dieser Region.این مطالعه طول متوسط 1.75 متر را برای مردان بالغ در این منطقه نشان داد.
  • Wir müssen die Durchschnittslänge aller Teile berechnen, um die Materialkosten zu schätzen.ما باید طول متوسط تمام قطعات را محاسبه کنیم تا هزینه‌های مواد را تخمین بزنیم.