der Durchschnittswähler

Aussprache: /ˈdʊʁçʃnɪtsˌvɛːlɐ/
Worttrennung: Durch·schnitts·wäh·ler
اسم

رای‌دهنده متوسط

Bedeutungen

1

رای‌دهنده‌ای که دیدگاه‌ها و اولویت‌هایش نماینده دیدگاه‌های اکثریت رای‌دهندگان است و معمولاً گرایش‌های سیاسی افراطی ندارد.

  • Die Partei versucht, die Stimmen des Durchschnittswählers zu gewinnen.حزب تلاش می‌کند تا آرای رای‌دهنده متوسط را به دست آورد.
  • Der Durchschnittswähler ist oft an wirtschaftlichen Themen interessiert.رای‌دهنده متوسط اغلب به مسائل اقتصادی علاقه‌مند است.
  • Politiker analysieren das Verhalten des Durchschnittswählers, um ihre Strategie anzupassen.سیاستمداران رفتار رای‌دهنده متوسط را تحلیل می‌کنند تا استراتژی خود را تنظیم کنند.