die Durchschnittszahl

Aussprache: /dʊʁçˈʃnɪt͡sˌt͡saːl/
Worttrennung: Durch·schnitt·szahl
اسم

عدد متوسط، میانگین

Bedeutungen

1

عددی که از جمع کردن مجموعه‌ای از اعداد و تقسیم آن بر تعدادشان به دست می‌آید؛ میانگین حسابی.

  • Die Durchschnittszahl der Kinder pro Familie ist 1,5.عدد متوسط فرزندان به ازای هر خانواده ۱.۵ است.
  • Die Durchschnittszahl der täglichen Besucher hat sich erhöht.میانگین تعداد بازدیدکنندگان روزانه افزایش یافته است.
  • Bitte berechnen Sie die Durchschnittszahl der verkauften Einheiten.لطفاً میانگین تعداد واحدهای فروخته شده را محاسبه کنید.