das Durchsetzungsvermögen

Aussprache: /ˈdʊrçzɛt͡sʊŋsˌfɛrmøːɡn̩/
Worttrennung: Durch·set·zungs·ver·mö·gen
اسم

قدرت نفوذ، توانایی تحمیل اراده، قاطعیت

Bedeutungen

1

توانایی فرد در پیگیری اهداف خود، غلبه بر موانع و تأثیرگذاری بر دیگران برای رسیدن به خواسته‌هایش؛ قاطعیت و اراده قوی.

  • Ihr starkes Durchsetzungsvermögen half ihr, in der männerdominierten Branche erfolgreich zu sein.قدرت نفوذ قوی او به او کمک کرد تا در صنعتی که تحت سلطه مردان بود، موفق شود.
  • Ein gutes Durchsetzungsvermögen ist für Führungspositionen unerlässlich.قدرت نفوذ خوب برای موقعیت‌های رهبری ضروری است.
  • Er zeigte beeindruckendes Durchsetzungsvermögen, als er für seine Rechte kämpfte.او هنگام مبارزه برای حقوق خود، قدرت نفوذ قابل تحسینی از خود نشان داد.