der Durchsuchungsbeschluss

Aussprache: /dʊʁçˈzuːʊŋsbəˌʃlʊs/
Worttrennung: Durch·su·chungs·be·schluss
اسم

حکم بازرسی

Bedeutungen

1

دستور رسمی صادر شده توسط قاضی یا مقام قضایی که به پلیس یا مقامات دیگر اجازه می‌دهد تا مکانی خاص را برای یافتن شواهد جرم جستجو کنند.

  • Die Polizei legte den Durchsuchungsbeschluss vor.پلیس حکم بازرسی را ارائه کرد.
  • Ohne einen Durchsuchungsbeschluss darf die Polizei die Wohnung nicht betreten.بدون حکم بازرسی، پلیس اجازه ورود به آپارتمان را ندارد.
  • Der Richter erließ einen Durchsuchungsbeschluss für das Büro.قاضی حکمی برای بازرسی دفتر صادر کرد.