die Durststrecke
۱. مسیر بیآب، ۲. دوره دشوار/سخت/محرومیت
Beispiele
- Der einzige Weg durch diese Wüste ist eine ''Durststrecke.تنها راه عبور از این بیابان یک مسیر بیآب است.
- Nach dem heutigen Sieg endet für den Profiboxer eine lange ''Durststrecke.پس از پیروزی امروز، یک دوره طولانی دشواری برای بوکسور حرفهای به پایان میرسد.
- Die 31-jährige Weltmeisterin feierte am Samstag in Bad Kleinkirchheim ihren ersten Abfahrtssieg im Weltcup und beendete auf der ‚Franz Klammer‘-Piste die dreijährige ''Durststrecke'' der ÖSV-Damen in der Königsdisziplin.قهرمان ۳۱ ساله جهان روز شنبه در باد کلینکیرشهایم اولین پیروزی خود را در مسابقات اسکی سرعت جام جهانی جشن گرفت و به دوره سه ساله دشواری بانوان تیم اسکی اتریش در این رشته اصلی پایان داد.