اسم
شانس، خوششانسی (اغلب غیرمنتظره یا ناعادلانه)، گیجی، منگی
جملات نمونه برای Dusel:
„Mit dem ''Dusel'' der Abenteurer grade in dem Moment aus der Polizeihaft entlassen, da die andern alle verhaftet werden, fährt er mit dem ersten Morgenzug nach Stolpe, grade recht ins Schlamassel, und nun sitzt er und schreibt.“
«با «شانس» ماجراجویان، درست در لحظهای که بقیه دستگیر میشوند، از بازداشت پلیس آزاد میشود، با اولین قطار صبح به اشتولپه میرود، درست به موقع وارد دردسر میشود، و حالا نشسته و مینویسد.»