اسم
فرمانروا، حاکم (معمولاً بر منطقهای کوچک)
جملات نمونه برای Dynast:
„In den Herren von Friesack und von Plotho hat man zur Erklärung ihrer Stellung ebenfalls Nachkommen wendischer ''Dynasten'' erblickt.“
«در اربابان فریزاک و پلوتو نیز برای توضیح موقعیتشان، نوادگان ''فرمانروایان'' وندی دیده شدهاند.»