der Dynastiegründer
بنیانگذار سلسله
Bedeutungen
1
فردی که اولین حاکم یک سلسله پادشاهی یا امپراتوری است و پایههای حکومت خود و خاندانش را بنا مینهد.
- Der Dynastiegründer musste zunächst seine Macht gegen Rivalen sichern.بنیانگذار سلسله ابتدا باید قدرت خود را در برابر رقیبان تثبیت میکرد.
- Die Geschichte erzählt von den Taten des berühmten Dynastiegründers.تاریخ داستان اعمال بنیانگذار مشهور سلسله را روایت میکند.
- Nach dem Tod des Dynastiegründers folgte eine Zeit der Instabilität.پس از مرگ بنیانگذار سلسله، دورهای از بیثباتی فرا رسید.