اسم
تصویر دقیق، همزاد، شبیهترین فرد
جملات نمونه برای Ebenbild:
Er ist ganz das ''Ebenbild'' seines Vaters.
او کاملاً شبیه پدرش است (تصویر دقیق پدرش است).
„Da sprach er [der König] zu seinen Räten: ‚Ich will meine Tochter heiraten, denn sie ist das ''Ebenbild'' meiner verstorbenen Frau, und sonst kann ich doch keine Braut finden, die ihr gleicht.‘“
«آنگاه او [پادشاه] به مشاورانش گفت: من میخواهم با دخترم ازدواج کنم، زیرا او تصویر دقیق همسر درگذشتهام است و غیر از او عروسی که به او شبیه باشد پیدا نمیکنم.»