das Echowort

Aussprache: /ˈɛçoˌvɔʁt/
Worttrennung: Echo·wort
اسم

واژه پژواکی، کلمه تکراری

Bedeutungen

1

واژه‌ای که از تکرار یک هجا یا بخشی از واژه دیگر ساخته می‌شود و اغلب برای تأکید یا ایجاد لحنی بازیگوشانه به کار می‌رود (مانند 'Klimbim' یا 'Tralala').

  • Klimbim' ist ein typisches Echowort für unnötigen Schmuck.کلیمبیم' یک واژه پژواکی معمول برای زیورآلات غیرضروری است.
  • In Kinderliedern findet man oft Echowörter wie 'Hokuspokus'.در ترانه‌های کودکان اغلب واژه‌های پژواکی مانند 'هوکوس پوکوس' یافت می‌شود.
  • Das Wort 'Schnickschnack' ist ein weiteres Beispiel für ein Echowort.کلمه 'شنیکس شناک' نمونه دیگری از یک واژه پژواکی است.