die Effektivität
اثربخشی، کارایی
Bedeutungen
1
میزان دستیابی به اهداف یا نتایج مطلوب؛ توانایی ایجاد اثر مورد نظر.
- Die Effektivität der neuen Methode muss noch bewiesen werden.اثربخشی روش جدید هنوز باید اثبات شود.
- Wir messen die Effektivität unserer Marketingkampagnen regelmäßig.ما به طور منظم اثربخشی کمپینهای بازاریابی خود را اندازهگیری میکنیم.
- Die Effektivität des Medikaments ist sehr hoch.اثربخشی این دارو بسیار بالاست.
2
کارایی؛ توانایی انجام کار با حداقل اتلاف منابع (زمان، انرژی، پول).
- Die Effektivität der Produktionsprozesse wurde verbessert.کارایی فرآیندهای تولید بهبود یافته است.
- Um die Effektivität zu steigern, wurden neue Maschinen angeschafft.برای افزایش کارایی، ماشینآلات جدیدی خریداری شد.
- Die Effektivität des Teams hängt von der guten Zusammenarbeit ab.کارایی تیم به همکاری خوب بستگی دارد.