der Effektivstand
وضعیت مؤثر، سطح مؤثر
Bedeutungen
1
سطح یا مقداری که یک عامل یا تأثیر، بیشترین کارایی یا نتیجه را دارد؛ نقطه اوج اثربخشی.
- Die Maschine erreicht ihren Effektivstand bei einer Drehzahl von 5000 U/min.دستگاه در دور موتور ۵۰۰۰ دور در دقیقه به بیشترین کارایی خود میرسد.
- Wir müssen den Effektivstand der Kampagne analysieren.ما باید اثربخشی کمپین را تحلیل کنیم.
- Die Temperatur wurde auf den Effektivstand für optimale Leistung eingestellt.دما برای دستیابی به حداکثر عملکرد در سطح مؤثر تنظیم شد.