der Ehekrach

Aussprache: /ˈeːəˌkraχ/
Worttrennung: Ehe·krach
اسم

دعوای زناشویی، اختلاف خانوادگی

Bedeutungen

1

یک درگیری یا مشاجره شدید بین زن و شوهر که اغلب منجر به تنش و ناراحتی در روابط زناشویی می‌شود.

  • Nach dem heftigen Ehekrach sprachen sie tagelang nicht miteinander.پس از دعوای شدید زناشویی، آنها روزها با هم صحبت نکردند.
  • Ein ständiger Ehekrach kann die Kinder stark belasten.دعواهای زناشویی مداوم می‌تواند فشار زیادی به کودکان وارد کند.
  • Sie versuchten, einen weiteren Ehekrach zu vermeiden, indem sie ruhig miteinander redeten.آنها سعی کردند با صحبت کردن آرام با یکدیگر، از دعوای زناشویی بیشتر جلوگیری کنند.