der Eierkopf

Aussprache: /ˈaɪ̯ɐˌkɔpf/
Worttrennung: Ei·er·kopf
اسم

کله‌تخم‌مرغی (تحقیرآمیز یا عامیانه برای فرد روشنفکر یا ادم کله‌گنده)

Bedeutungen

1

اصطلاح عامیانه و اغلب تحقیرآمیز برای فردی که بیش از حد به مسائل فکری و انتزاعی می‌پردازد و از واقعیت‌های عملی دور است؛ روشنفکرنما.

  • Er liest nur schwere Bücher und hält sich für einen "Eierkopf", aber er hat keine praktischen Ideen.او فقط کتاب‌های سنگین می‌خواند و خودش را یک «کله‌تخم‌مرغی» می‌داند، اما ایده‌های عملی ندارد.
  • Die anderen Studenten machten sich über den Eierkopf lustig, weil er immer nur über Philosophie sprach.بقیه دانشجوها به آن روشنفکرنما می‌خندیدند، چون او همیشه فقط درباره فلسفه صحبت می‌کرد.
  • Manche Leute mögen keine Eierköpfe, weil sie denken, sie seien abgehoben.بعضی از مردم از کله‌تخم‌مرغی‌ها خوششان نمی‌آید، چون فکر می‌کنند آن‌ها از واقعیت دور هستند.