der Eierkocher
تخممرغپز (دستگاه آشپزخانه)؛ (عامیه) گرمکن صندلی خودرو
Beispiele
- In diesen ''Eierkocher'' passen sieben Eier.هفت عدد تخممرغ در این «تخممرغپز» جا میشود.
- Mach doch mal den ''Eierkocher'' an!میشه لطفاً «گرمکن صندلی» رو روشن کنی!
تخممرغپز (دستگاه آشپزخانه)؛ (عامیه) گرمکن صندلی خودرو