der Eierkocher

Aussprache: /ˈaɪ̯ɐˌkɔxɐ/
Wortzerlegung: Ei·er·ko·cher
اسم

تخم‌مرغ‌پز (دستگاه آشپزخانه)؛ (عامیه) گرم‌کن صندلی خودرو

Beispiele

  • In diesen ''Eierkocher'' passen sieben Eier.هفت عدد تخم‌مرغ در این «تخم‌مرغ‌پز» جا می‌شود.
  • Mach doch mal den ''Eierkocher'' an!میشه لطفاً «گرم‌کن صندلی» رو روشن کنی!