der Eiermann
مرد تخممرغفروش، فروشنده تخممرغ
Bedeutungen
1
مردی که شغلش فروش تخممرغ است، معمولاً به صورت دورهگرد یا در بازار.
- Der alte Eiermann kam jeden Samstag mit seinem Korb voller frischer Eier.مرد تخممرغفروش پیر هر شنبه با سبد پر از تخممرغ تازه خود میآمد.
- Früher war der Eiermann eine bekannte Figur in vielen Dörfern.در گذشته، مرد تخممرغفروش یک شخصیت شناخته شده در بسیاری از روستاها بود.
- Wir kauften unsere Eier direkt vom Eiermann auf dem Markt.ما تخممرغهایمان را مستقیماً از مرد تخممرغفروش در بازار میخریدیم.