das Eigengewächs

Aussprache: /ˈaɪ̯ɡn̩ɡəˌvɛks/
Worttrennung: Ei·gen·ge·wächs
اسم

محصول خود رویش، پرورده خودی، رشد یافته در داخل

Bedeutungen

1

به طور کلی به چیزی اشاره دارد که در همان مکان یا محیط رشد کرده یا پرورش یافته است، به ویژه در مورد گیاهان یا استعدادها.

  • Dieser Wein ist ein Eigengewächs der Region und sehr beliebt.این شراب محصول خود رویش منطقه است و بسیار محبوب است.
  • Der Fußballverein setzt auf eigene Nachwuchstalente, auf echte Eigengewächse.باشگاه فوتبال بر استعدادهای جوان خود، بر پرورده‌های داخلی، تکیه می‌کند.
  • Sie war ein Eigengewächs des Unternehmens und stieg schnell auf.او پرورده خود شرکت بود و به سرعت پیشرفت کرد.