die Einarbeitung
آموزش اولیه (برای شغل جدید)، آشناسازی، توجیه
Bedeutungen
1
فرآیند آشنا کردن یک کارمند جدید با وظایف شغلی، محیط کار، همکاران و رویههای شرکت.
- Die Einarbeitung neuer Mitarbeiter dauert in der Regel mehrere Wochen.آموزش اولیه کارکنان جدید معمولاً چندین هفته طول میکشد.
- Ein gutes Programm zur Einarbeitung hilft neuen Angestellten, sich schnell zurechtzufinden.یک برنامه خوب برای آشناسازی به کارمندان جدید کمک میکند تا به سرعت خود را وفق دهند.
- Die Einarbeitung in die neue Software war anfangs etwas schwierig.آشنایی با نرمافزار جدید در ابتدا کمی دشوار بود.