die Einbettung
جاسازی، تعبیه، امبدینگ (در ریاضیات و بافتشناسی)
Bedeutungen
1
فرایند قرار دادن یا جاسازی یک شیء، داده یا مفهوم درون یک ساختار یا زمینه بزرگتر.
- Die Einbettung von Daten in eine Datenbank ist ein wichtiger Schritt.جاسازی دادهها در یک پایگاه داده، گام مهمی است.
- Die Einbettung des neuen Schlosses in die Tür war kompliziert.تعبیه قفل جدید در درب پیچیده بود.
- In der Linguistik spricht man von der Einbettung von Sätzen in andere Sätze.در زبانشناسی، از جاسازی جملات در جملات دیگر صحبت میشود.
2
در علوم کامپیوتر و یادگیری ماشین، نمایش مفاهیم یا کلمات به صورت بردارهای عددی در یک فضای چندبعدی (Word Embedding).
- Die Einbettung von Wörtern hilft dem Modell, ihre Bedeutung zu verstehen.امبدینگ کلمات به مدل کمک میکند تا معنای آنها را درک کند.
- Diese Methode der Einbettung erzeugt Vektoren mit hoher Dimensionalität.این روش امبدینگ، بردارها با ابعاد بالا تولید میکند.
- Die Qualität der Einbettung beeinflusst die Leistung des neuronalen Netzes.کیفیت امبدینگ بر عملکرد شبکه عصبی تأثیر میگذارد.
3
در بافتشناسی، فرایند قرار دادن نمونههای بافتی در یک ماده جامد (مانند پارافین) برای برش دادن آسان.
- Die Einbettung des Gewebes in Paraffin ist notwendig für die Mikroskopie.تعبیه بافت در پارافین برای میکروسکوپی ضروری است.
- Der Pathologe führte die Einbettung unter dem Mikroskop durch.پاتولوژیست فرایند تعبیه را زیر میکروسکوپ انجام داد.
- Die korrekte Einbettung des Präparats ist entscheidend für die Diagnose.تعبیه صحیح نمونه برای تشخیص حیاتی است.