die Einbeziehung
گنجاندن، لحاظ کردن، مشارکت دادن
Bedeutungen
1
عمل گنجاندن، شامل کردن یا مشارکت دادن چیزی یا کسی در یک گروه، فرآیند یا بحث.
- Die Einbeziehung aller Mitarbeiter ist für den Erfolg wichtig.مشارکت دادن همه کارکنان برای موفقیت مهم است.
- Wir planen die Einbeziehung neuer Technologien in unser Projekt.ما در نظر داریم فناوریهای جدید را در پروژه خود بگنجانیم.
- Die Einbeziehung von Expertenmeinungen verbessert die Qualität der Entscheidung.لحاظ کردن نظرات کارشناسان، کیفیت تصمیم را بهبود میبخشد.