die Einbuchtung
فرورفتگی، انحنا به داخل
Bedeutungen
1
یک فضای فرو رفته یا یک انحنا به سمت داخل در یک خط، سطح یا شکل.
- Die Küste hatte viele kleine Einbuchtungen und Buchten.ساحل دارای بسیاری فرورفتگیها و خلیجهای کوچک بود.
- Die Einbuchtung im Gelände ermöglichte den Bau einer neuen Straße.فرورفتگی در زمین، امکان ساخت یک جاده جدید را فراهم کرد.
- Die Einbuchtung des Flusses bildete einen ruhigen See.انحنای رودخانه، یک دریاچه آرام را تشکیل داد.
2
در زمینه دندانپزشکی، فرورفتگی یا حفرهای در سطح دندان.
- Der Zahnarzt entdeckte eine kleine Einbuchtung im Zahnschmelz.دندانپزشک یک فرورفتگی کوچک در مینای دندان کشف کرد.
- Diese Einbuchtung muss gefüllt werden, um Karies zu vermeiden.این فرورفتگی باید پر شود تا از پوسیدگی دندان جلوگیری شود.
- Die Einbuchtung war durch eine frühere Verletzung entstanden.این فرورفتگی در اثر یک آسیب قبلی ایجاد شده بود.