die Einfügung

Aussprache: /ˈaɪnˌfyːɡʊŋ/
Worttrennung: Ein·fü·gung
اسم

درج کردن، اضافه کردن، گنجاندن

Bedeutungen

1

عمل اضافه کردن یا قرار دادن چیزی در جایی دیگر، معمولاً به صورت منظم یا بخشی از یک کل.

  • Die Einfügung neuer Daten in die Tabelle war unkompliziert.درج داده‌های جدید در جدول بدون پیچیدگی بود.
  • Die Einfügung des neuen Absatzes verbesserte den Textfluss.اضافه کردن پاراگراف جدید، جریان متن را بهبود بخشید.
  • Wir planen die Einfügung einer neuen Funktion in die Software.ما در حال برنامه‌ریزی برای گنجاندن یک قابلیت جدید در نرم‌افزار هستیم.