die Einfügung
درج کردن، اضافه کردن، گنجاندن
Bedeutungen
1
عمل اضافه کردن یا قرار دادن چیزی در جایی دیگر، معمولاً به صورت منظم یا بخشی از یک کل.
- Die Einfügung neuer Daten in die Tabelle war unkompliziert.درج دادههای جدید در جدول بدون پیچیدگی بود.
- Die Einfügung des neuen Absatzes verbesserte den Textfluss.اضافه کردن پاراگراف جدید، جریان متن را بهبود بخشید.
- Wir planen die Einfügung einer neuen Funktion in die Software.ما در حال برنامهریزی برای گنجاندن یک قابلیت جدید در نرمافزار هستیم.