die Einführung
مقدمه، آشناسازی، معرفی، عرضه (محصول)، آغاز
Bedeutungen
1
عمل معرفی یا آشنا کردن کسی یا چیزی با محیط، فرد یا مفهوم جدید.
- Die Einführung neuer Mitarbeiter in das Team dauerte eine Woche.آشناسازی کارکنان جدید با تیم یک هفته طول کشید.
- Wir planen die Einführung eines neuen Produkts im nächsten Quartal.ما عرضه یک محصول جدید را برای سه ماهه آینده برنامهریزی میکنیم.
- Die Einführung in das Thema war sehr verständlich.مقدمه این موضوع بسیار قابل فهم بود.
2
متن یا بخشی که در ابتدای یک کتاب، مقاله یا سخنرانی برای معرفی موضوع اصلی آورده میشود؛ مقدمه.
- In der Einführung des Buches erklärt der Autor seine Motivation.در مقدمه کتاب، نویسنده انگیزه خود را توضیح میدهد.
- Die Einführung des Vortrags fasste die wichtigsten Punkte zusammen.مقدمه سخنرانی نکات اصلی را خلاصه کرد.
- Eine gute Einführung ist entscheidend für das Verständnis des gesamten Textes.یک مقدمه خوب برای درک کل متن حیاتی است.
3
شروع یا آغاز یک فرآیند، سیستم یا دوره جدید.
- Die Einführung der neuen Software wird den Arbeitsablauf verbessern.آغاز به کار نرمافزار جدید، روند کاری را بهبود خواهد بخشید.
- Die Einführung des Euro als Währung war ein wichtiger Schritt.معرفی یورو به عنوان ارز، گام مهمی بود.
- Die Einführung des Gesetzes trat am ersten Januar in Kraft.لازمالاجرا شدن قانون در اول ژانویه آغاز شد.