die Einführung

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌfyːʁʊŋ/
Worttrennung: Ein·füh·rung
اسم

مقدمه، آشناسازی، معرفی، عرضه (محصول)، آغاز

Bedeutungen

1

عمل معرفی یا آشنا کردن کسی یا چیزی با محیط، فرد یا مفهوم جدید.

  • Die Einführung neuer Mitarbeiter in das Team dauerte eine Woche.آشناسازی کارکنان جدید با تیم یک هفته طول کشید.
  • Wir planen die Einführung eines neuen Produkts im nächsten Quartal.ما عرضه یک محصول جدید را برای سه ماهه آینده برنامه‌ریزی می‌کنیم.
  • Die Einführung in das Thema war sehr verständlich.مقدمه این موضوع بسیار قابل فهم بود.
2

متن یا بخشی که در ابتدای یک کتاب، مقاله یا سخنرانی برای معرفی موضوع اصلی آورده می‌شود؛ مقدمه.

  • In der Einführung des Buches erklärt der Autor seine Motivation.در مقدمه کتاب، نویسنده انگیزه خود را توضیح می‌دهد.
  • Die Einführung des Vortrags fasste die wichtigsten Punkte zusammen.مقدمه سخنرانی نکات اصلی را خلاصه کرد.
  • Eine gute Einführung ist entscheidend für das Verständnis des gesamten Textes.یک مقدمه خوب برای درک کل متن حیاتی است.
3

شروع یا آغاز یک فرآیند، سیستم یا دوره جدید.

  • Die Einführung der neuen Software wird den Arbeitsablauf verbessern.آغاز به کار نرم‌افزار جدید، روند کاری را بهبود خواهد بخشید.
  • Die Einführung des Euro als Währung war ein wichtiger Schritt.معرفی یورو به عنوان ارز، گام مهمی بود.
  • Die Einführung des Gesetzes trat am ersten Januar in Kraft.لازم‌الاجرا شدن قانون در اول ژانویه آغاز شد.