die Einfalt
سادگی، سادهلوحی، حماقت
Beispiele
- Es zeugt von großer ''Einfalt,'' wenn er wirklich geglaubt hat, damit durchzukommen.این نشان از ''سادهلوحی'' زیادی دارد اگر او واقعاً باور کرده که میتواند با این کار موفق شود.
- Aus seinen Worten sprach mehr als nur kindliche ''Einfalt.از کلمات او چیزی فراتر از ''سادگی'' کودکانه به گوش میرسید.