die Einflüsterung
وسوسه، تلقین، نجوا
Bedeutungen
1
عمل یا اثر نجوا کردن، به خصوص برای القای فکر یا احساسی به کسی؛ وسوسه یا تلقین مخفیانه.
- Die Einflüsterung des Bösen begann langsam.وسوسه شرارت به آرامی آغاز شد.
- Er widerstand der Einflüsterung, das Geld zu stehlen.او در برابر وسوسه دزدیدن پول مقاومت کرد.
- Ihre Einflüsterung beeinflusste seine Entscheidung.تلقین او بر تصمیمش تأثیر گذاشت.