die Einhaltung
رعایت، پایبندی، حصول
Bedeutungen
1
عمل رعایت کردن، پایبند بودن یا حصول چیزی؛ معمولاً در مورد قوانین، مقررات، توافقات یا قولها به کار میرود.
- Die Einhaltung der Verkehrsregeln ist für die Sicherheit aller wichtig.رعایت قوانین راهنمایی و رانندگی برای امنیت همه مهم است.
- Wir erwarten die strikte Einhaltung dieses Abkommens.ما انتظار پایبندی دقیق به این توافق را داریم.
- Die Einhaltung der Fristen ist unerlässlich für den Projekterfolg.رعایت مهلتها برای موفقیت پروژه ضروری است.
2
دستیابی یا حصول نتیجه یا هدف مورد نظر.
- Die Einhaltung des Ziels erforderte harte Arbeit und Ausdauer.دستیابی به هدف نیازمند کار سخت و پشتکار بود.
- Die Einhaltung der vereinbarten Leistung wurde überprüft.حصولِ عملکرد توافق شده مورد بررسی قرار گرفت.
- Die Einhaltung der Qualitätsstandards ist unser oberstes Gebot.حصولِ استانداردهای کیفی، اولویت اصلی ماست.