die Einhegung
حصارکشی، محدود کردن
Bedeutungen
1
عمل ایجاد حصار یا مانع برای محدود کردن فضا یا جلوگیری از ورود و خروج.
- Die Einhegung des Gartens schützt die Pflanzen vor Tieren.حصارکشی باغ از گیاهان در برابر حیوانات محافظت میکند.
- Die Einhegung des Bauplatzes war notwendig für die Sicherheit.محصور کردن محل ساخت و ساز برای ایمنی ضروری بود.
- Die Einhegung von Weideland diente der Viehhaltung.حصارکشی زمینهای چرا برای دامپروری بود.
2
محدود کردن یا کنترل کردن یک پدیده، فعالیت یا حوزه.
- Die Einhegung von Spekulationen an der Börse ist schwierig.محدود کردن سفتهبازی در بورس دشوار است.
- Die Regierung versucht, die Einhegung der Inflation zu erreichen.دولت تلاش میکند تا مهار تورم را به دست آورد.
- Eine klare Einhegung der Zuständigkeiten vermeidet Konflikte.یک تعیین دقیق حوزه اختیارات از بروز درگیری جلوگیری میکند.