der Einklang
هماهنگی، توافق، سازگاری
Bedeutungen
1
وضعیت هماهنگی، توافق یا سازگاری بین افراد، ایدهها، یا عناصر مختلف.
- Die beiden Musiker spielten in perfektem Einklang.این دو نوازنده با هماهنگی کامل مینواختند.
- Es ist wichtig, dass die Abteilungen in Einklang miteinander arbeiten.مهم است که دپارتمانها با هماهنگی با یکدیگر کار کنند.
- Ihre Meinungen standen in keinem Einklang.نظرات آنها هیچگونه توافقی با هم نداشت.