der Einlauf

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌlaʊ̯f/
Worttrennung: Ein·lauf
اسم

تنقیه، اماله، خط شروع مسابقه

Bedeutungen

1

خط یا نقطه‌ای که مسابقات ورزشی، به ویژه دو و میدانی، از آنجا آغاز می‌شود.

  • Die Läufer versammelten sich am Einlauf.دونده‌ها در خط شروع جمع شدند.
  • Der Startschuss fiel am Einlauf der 100-Meter-Strecke.صدای شلیک آغاز مسابقه در خط شروع ۱۰۰ متر به صدا درآمد.
  • Alle Teilnehmer standen bereit am Einlauf.همه شرکت‌کنندگان در خط شروع آماده ایستاده بودند.
2

محلول یا دارویی که برای پاکسازی روده از طریق مقعد تجویز می‌شود (تنقیه).

  • Der Arzt empfahl einen Einlauf zur Linderung der Verstopfung.پزشک برای تسکین یبوست، تنقیه را تجویز کرد.
  • Der Einlauf muss langsam und vorsichtig verabreicht werden.تنقیه باید به آرامی و با احتیاط تجویز شود.
  • Manche Menschen nutzen einen Einlauf zur Entgiftung.برخی افراد از تنقیه برای سم‌زدایی استفاده می‌کنند.