die Einlage

Aussprache: /ˈaɪ̯nˌlaːɡə/
Worttrennung: Ein·la·ge
اسم

کفی، آستر، ضمیمه، سپرده

Bedeutungen

1

چیزی که در داخل شیء دیگری قرار داده می‌شود، مانند کفی کفش برای راحتی بیشتر یا آستر لباس.

  • Die Einlage in meinen Schuhen ist sehr bequem.کفی کفش‌های من بسیار راحت است.
  • Der Mantel hat eine warme Einlage für den Winter.این پالتو یک آستر گرم برای زمستان دارد.
  • Er kaufte spezielle Einlagen gegen seine Fußschmerzen.او کفی‌های مخصوصی برای دردهای پایش خرید.
2

مبلغی پول که به حساب بانکی واریز می‌شود؛ سپرده بانکی.

  • Ich habe heute eine Einlage auf mein Sparkonto getätigt.من امروز مبلغی به حساب پس‌اندازم واریز کردم.
  • Die Bank bestätigt jede Einlage mit einem Beleg.بانک هر سپرده را با یک رسید تأیید می‌کند.
  • Eine regelmäßige Einlage hilft beim Vermögensaufbau.یک سپرده‌گذاری منظم به ساختن ثروت کمک می‌کند.
3

محتوایی که به یک متن، سند یا بسته اضافه می‌شود؛ ضمیمه یا پیوست.

  • Die Zeitschrift enthielt eine kostenlose Einlage.این مجله شامل یک ضمیمه رایگان بود.
  • Bitte prüfen Sie die beigefügte Einlage mit weiteren Informationen.لطفاً ضمیمه حاوی اطلاعات بیشتر را بررسی کنید.
  • Die Einlage war ein Werbeflyer für ein neues Produkt.این ضمیمه یک بروشور تبلیغاتی برای یک محصول جدید بود.