die Einlage
کفی، آستر، ضمیمه، سپرده
Bedeutungen
1
چیزی که در داخل شیء دیگری قرار داده میشود، مانند کفی کفش برای راحتی بیشتر یا آستر لباس.
- Die Einlage in meinen Schuhen ist sehr bequem.کفی کفشهای من بسیار راحت است.
- Der Mantel hat eine warme Einlage für den Winter.این پالتو یک آستر گرم برای زمستان دارد.
- Er kaufte spezielle Einlagen gegen seine Fußschmerzen.او کفیهای مخصوصی برای دردهای پایش خرید.
2
مبلغی پول که به حساب بانکی واریز میشود؛ سپرده بانکی.
- Ich habe heute eine Einlage auf mein Sparkonto getätigt.من امروز مبلغی به حساب پساندازم واریز کردم.
- Die Bank bestätigt jede Einlage mit einem Beleg.بانک هر سپرده را با یک رسید تأیید میکند.
- Eine regelmäßige Einlage hilft beim Vermögensaufbau.یک سپردهگذاری منظم به ساختن ثروت کمک میکند.
3
محتوایی که به یک متن، سند یا بسته اضافه میشود؛ ضمیمه یا پیوست.
- Die Zeitschrift enthielt eine kostenlose Einlage.این مجله شامل یک ضمیمه رایگان بود.
- Bitte prüfen Sie die beigefügte Einlage mit weiteren Informationen.لطفاً ضمیمه حاوی اطلاعات بیشتر را بررسی کنید.
- Die Einlage war ein Werbeflyer für ein neues Produkt.این ضمیمه یک بروشور تبلیغاتی برای یک محصول جدید بود.