die Einlagerung
انبار کردن، ذخیرهسازی، نگهداری
Bedeutungen
1
عمل قرار دادن چیزی در انبار یا محل نگهداری؛ ذخیرهسازی.
- Die Einlagerung der Ernte erfolgt in speziellen Silos.ذخیرهسازی محصول در سیلوهای مخصوص انجام میشود.
- Wir bieten eine sichere Einlagerung für Ihre Möbel.ما نگهداری امن اثاثیه شما را ارائه میدهیم.
- Die Einlagerung von Gefahrstoffen muss den Vorschriften entsprechen.انبار کردن مواد خطرناک باید مطابق با مقررات باشد.