die Einlieferung

Aussprache: /ˈaɪnliːfəʁʊŋ/
Worttrennung: Ein·lie·fe·rung
اسم

تحویل دادن، سپردن (به زندان، بیمارستان)

Bedeutungen

1

عمل فرستادن یا تحویل دادن شخصی به یک موسسه، مانند زندان یا بیمارستان، معمولاً به دلایل قانونی یا پزشکی.

  • Die Einlieferung des Patienten erfolgte am Abend.بستری شدن بیمار در عصر صورت گرفت.
  • Nach dem Urteil kam es zur Einlieferung des Angeklagten ins Gefängnis.پس از صدور حکم، متهم به زندان تحویل داده شد.
  • Die Einlieferung in die Klinik war dringend notwendig.بستری شدن در کلینیک به شدت ضروری بود.