das Einmaleins

Aussprache: /ˈaɪ̯nmaːlˌaɪ̯ns/
Worttrennung: Ein·mal·eins
اسم

جدول ضرب، اصول اولیه

Bedeutungen

1

جدول ضرب ریاضی که برای یادگیری ضرب اعداد پایه استفاده می‌شود.

  • Die Kinder lernen gerade das kleine Einmaleins.بچه‌ها در حال یادگیری جدول ضرب کوچک هستند.
  • Ohne das Einmaleins zu beherrschen, sind höhere Mathematikaufgaben schwierig.بدون تسلط بر جدول ضرب، مسائل ریاضی بالاتر دشوار هستند.
  • Er wiederholte das Einmaleins, um es nicht zu vergessen.او جدول ضرب را تکرار کرد تا آن را فراموش نکند.
2

به صورت مجازی، به معنای اصول اولیه، مبانی یا پایه‌های یک موضوع.

  • Wir müssen erst das Einmaleins der Programmierung verstehen.ما ابتدا باید اصول اولیه برنامه‌نویسی را درک کنیم.
  • Bevor man ein Unternehmen gründet, sollte man das Einmaleins der Wirtschaft kennen.قبل از راه‌اندازی یک کسب‌وکار، باید اصول اولیه اقتصاد را دانست.
  • Das ist doch das Einmaleins des Handwerks!این که اصول اولیه این حرفه است!