die Einmalkosten
هزینههای یکباره، هزینههای اولیه
Beispiele
- Für die Herstellung eines Computerchips fallen hohe ''Einmalkosten'' an.برای تولید یک تراشه کامپیوتری، هزینههای اولیه بالایی متحمل میشود.
- Im Gegenzug rechnet der Konzern wegen des Stellenabbaus mit ''Einmalkosten'' von 117 bis 163 Millionen Dollar nach Steuern.در مقابل، این شرکت به دلیل کاهش مشاغل، هزینههای یکبارهای بین ۱۱۷ تا ۱۶۳ میلیون دلار پس از کسر مالیات را پیشبینی میکند.
- Belastet haben die Bilanz nach Konzernangaben vor allem Restrukturierungs- und andere ''Einmalkosten'' von 157,2 Millionen Dollar.طبق اعلام شرکت، آنچه ترازنامه را تحت تأثیر قرار داده، عمدتاً هزینههای بازسازی و سایر هزینههای یکباره به مبلغ ۱۵۷.۲ میلیون دلار بوده است.