der Einsatz

Aussprache: /ˈaɪ̯nzat͡s/
Worttrennung: Ein·satz
اسم

عملیات، مأموریت، به‌کارگیری، شروع اجرا

Bedeutungen

1

اقدام یا عملیاتی که توسط نیروهای پلیس، آتش‌نشانی، ارتش یا سایر سازمان‌ها برای انجام وظیفه‌ای خاص، مقابله با بحران یا حفظ نظم انجام می‌شود.

  • Die Feuerwehr war bei einem Großeinsatz im Stadtzentrum.آتش‌نشانی در یک عملیات بزرگ در مرکز شهر حضور داشت.
  • Der militärische Einsatz in der Region wurde verlängert.مأموریت نظامی در منطقه تمدید شد.
  • Die Polizei plant einen neuen Einsatz gegen Drogenhandel.پلیس در حال برنامه‌ریزی برای عملیات جدیدی علیه قاچاق مواد مخدر است.
2

به‌کارگیری یا استفاده از یک چیز یا شخص برای هدفی مشخص؛ شروع به کار یا فعالیت.

  • Der Einsatz neuer Technologien verbessert die Produktion.به‌کارگیری فناوری‌های جدید، تولید را بهبود می‌بخشد.
  • Der erste Einsatz des neuen Flugzeugs war erfolgreich.اولین استفاده از هواپیمای جدید موفقیت‌آمیز بود.
  • Der Einsatz von Gewalt ist keine Lösung.استفاده از خشونت راه‌حل نیست.
3

میزان یا مقداری از چیزی که به کار گرفته می‌شود؛ سهم یا مشارکت.

  • Ein hoher Einsatz von finanziellen Mitteln ist erforderlich.استفاده از منابع مالی زیاد لازم است.
  • Sein Einsatz für das Projekt war bemerkenswert.مشارکت او در این پروژه قابل توجه بود.
  • Der Einsatz von Schutzkleidung ist Pflicht.استفاده از لباس محافظ اجباری است.