der Einsatz
عملیات، مأموریت، بهکارگیری، شروع اجرا
Bedeutungen
1
اقدام یا عملیاتی که توسط نیروهای پلیس، آتشنشانی، ارتش یا سایر سازمانها برای انجام وظیفهای خاص، مقابله با بحران یا حفظ نظم انجام میشود.
- Die Feuerwehr war bei einem Großeinsatz im Stadtzentrum.آتشنشانی در یک عملیات بزرگ در مرکز شهر حضور داشت.
- Der militärische Einsatz in der Region wurde verlängert.مأموریت نظامی در منطقه تمدید شد.
- Die Polizei plant einen neuen Einsatz gegen Drogenhandel.پلیس در حال برنامهریزی برای عملیات جدیدی علیه قاچاق مواد مخدر است.
2
بهکارگیری یا استفاده از یک چیز یا شخص برای هدفی مشخص؛ شروع به کار یا فعالیت.
- Der Einsatz neuer Technologien verbessert die Produktion.بهکارگیری فناوریهای جدید، تولید را بهبود میبخشد.
- Der erste Einsatz des neuen Flugzeugs war erfolgreich.اولین استفاده از هواپیمای جدید موفقیتآمیز بود.
- Der Einsatz von Gewalt ist keine Lösung.استفاده از خشونت راهحل نیست.
3
میزان یا مقداری از چیزی که به کار گرفته میشود؛ سهم یا مشارکت.
- Ein hoher Einsatz von finanziellen Mitteln ist erforderlich.استفاده از منابع مالی زیاد لازم است.
- Sein Einsatz für das Projekt war bemerkenswert.مشارکت او در این پروژه قابل توجه بود.
- Der Einsatz von Schutzkleidung ist Pflicht.استفاده از لباس محافظ اجباری است.