die Einsatzleiterin

Aussprache: /ˈaɪ̯nzat͡sˌlaɪ̯təʁɪn/
Worttrennung: Ein·satz·lei·te·rin
اسم

فرمانده عملیات (زن)

Bedeutungen

1

زنی که مسئولیت هدایت و فرماندهی یک عملیات خاص (مانند عملیات پلیس، آتش‌نشانی، امداد و نجات) را بر عهده دارد.

  • Die Einsatzleiterin koordinierte die Rettungsmaßnahmen nach dem Erdbeben.فرمانده عملیات، اقدامات امدادی پس از زلزله را هماهنگ کرد.
  • Sie ist die erfahrenste Einsatzleiterin in unserer Feuerwehr.او باتجربه‌ترین فرمانده عملیات در آتش‌نشانی ما است.
  • Die Einsatzleiterin gab klare Anweisungen an ihr Team.فرمانده عملیات دستورات روشنی به تیمش داد.