die Einsatzleiterin
فرمانده عملیات (زن)
Bedeutungen
1
زنی که مسئولیت هدایت و فرماندهی یک عملیات خاص (مانند عملیات پلیس، آتشنشانی، امداد و نجات) را بر عهده دارد.
- Die Einsatzleiterin koordinierte die Rettungsmaßnahmen nach dem Erdbeben.فرمانده عملیات، اقدامات امدادی پس از زلزله را هماهنگ کرد.
- Sie ist die erfahrenste Einsatzleiterin in unserer Feuerwehr.او باتجربهترین فرمانده عملیات در آتشنشانی ما است.
- Die Einsatzleiterin gab klare Anweisungen an ihr Team.فرمانده عملیات دستورات روشنی به تیمش داد.