der Einschuss
جای گلوله، سوراخ گلوله، ورود به مدار
Bedeutungen
1
سوراخ یا زخمی که در اثر اصابت گلوله به جسمی (مانند بدن، دیوار یا وسیله نقلیه) ایجاد میشود.
- Der Einschuss an der Wand zeigte, wie nah die Gefahr war.سوراخ گلوله روی دیوار نشان داد که خطر چقدر نزدیک بود.
- Der Arzt untersuchte den Einschuss am Arm des Patienten.پزشک جای گلوله روی بازوی بیمار را معاینه کرد.
- Man fand mehrere Einschüsse im Auto nach dem Angriff.پس از حمله، چندین سوراخ گلوله در ماشین پیدا شد.
2
در فضاپیمایی، لحظه یا عمل ورود یک فضاپیما به مدار یک جرم آسمانی (مانند زمین یا ماه).
- Der Einschuss in die Erdumlaufbahn verlief planmäßig.ورود به مدار زمین طبق برنامه پیش رفت.
- Die Ingenieure bereiteten den Einschuss des Satelliten vor.مهندسان ورود ماهواره به مدار را آماده کردند.
- Der erfolgreiche Einschuss in die Mondumlaufbahn war ein Meilenstein.ورود موفقیتآمیز به مدار ماه یک نقطه عطف بود.