die Einschaltquote

Aussprache: /ˈaɪ̯nʃaltˌkvoːtə/
Worttrennung: Ein·schalt·quo·te
اسم

آمار بینندگان تلویزیونی یا شنوندگان رادیو، ریتینگ

Bedeutungen

1

درصد یا تعداد بینندگان یا شنوندگان یک برنامه تلویزیونی یا رادیویی در مقایسه با کل مخاطبان بالقوه یا تعداد کل دستگاه‌های روشن.

  • Die Einschaltquote für das Finale war überraschend niedrig.آمار بینندگان برای فینال به طور غیرمنتظره‌ای پایین بود.
  • Ein Sender hofft auf eine hohe Einschaltquote für seine neue Serie.یک شبکه امیدوار است که آمار بینندگان بالایی برای سریال جدیدش داشته باشد.
  • Die Einschaltquote kann die Werbeeinnahmen eines Senders stark beeinflussen.آمار بینندگان می‌تواند به شدت بر درآمد تبلیغاتی یک شبکه تأثیر بگذارد.