die Einschließung
محاصره، دربرگیری، گنجاندن
Bedeutungen
1
عمل احاطه کردن یا دربر گرفتن چیزی یا کسی، مانند محاصره نظامی یا گنجاندن یک مفهوم در یک متن.
- Die Einschließung der Stadt dauerte mehrere Wochen.محاصره شهر چندین هفته به طول انجامید.
- Die Einschließung neuer Ideen in das bestehende System war schwierig.گنجاندن ایدههای جدید در سیستم موجود دشوار بود.
- Die Einschließung des Feindes gelang den Truppen schnell.نیروها به سرعت موفق به محاصره دشمن شدند.